تبليغاتX
.:: شوق دیدار ::. - گاوی خدایی می کند از سینه سینا بیا

دیروز که به قصد کودکان مظلوم غزه دیوان شمس را گشودم با این غزل روبرو شدم(گویا مولانا نیز فریاد اعتراض برآورده)

ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا / ای عیسی پنهان شده بر طارم دنیا بیا
از هجر روزم قیر شد دل چون کمان بدتیر شد / یعقوب مسکین پیر شد ای یوسف برنا بیا
ای موسی عمران که در سینه چه سیناهاستت / گاوی خدایی می کند از سینه سینا بیا
چشم محمد با نمت واشوق گفته در غمت / زان طره ای اندر همت ای سر ارسلنا بیا
خورشید پیشت چون شفق ای برده از شاهان سبق / ای دیده بینا به حق وی سینه دانا بیا
ای جان تو و جان​ها چو تن بی​جان چه ارزد خود بدن / دل داده​ام دیر است من تا جان دهم جانا بیا
ای تو  دوا و چاره​ام  نور دل صد پاره​ام / اندر دل بیچاره​ام چون غیر  تو شد لا  بیا....
مخدوم جانم شمس دین از جاهت ای روح الامین / تبریز چون عرش مکین از مسجد اقصی بیا

نکته قابل تامل در این غزل این است که مولانا نیز منجی بشریت را در تمام ادیان یگانه می بیند و تمامی پیامبران را به عنوان منجی یاد کرده است. والبته در بیت آخر به طور مضمر اشاره دارد که شمس دین و منجی نهایی (مهدی موعود) از مسجد اقصی ظهور خواهد کرد اما اگر در تبریز هم ظهور کند آنجا چون مکه مقام می یابد.
با توجه به عباراتی که زیرشان خط کشیده شده ارتباط آن را با جنایت غزه حدس می زنید؟

+ نوشته شده در دوشنبه 30 دی1387ساعت 13:3 توسط نوید حسینی |