
می دونی میخوام چیکار کنم ، میخوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم
وارد حرم که میشوی فضایی روح بخش تو را احاطه می کند. به اطرافت که می نگری هرکس با حال و زبان خود با تو درد دل می کند. عده ای ایستاده. عده ای نشسته. روبروی ضریح می ایستی. از ذهنت چیزی نمی گذرد تنها می خواهی بایستی و نظاره کنی. باز به اطرافت می نگری هر کس زیر لب دعایی می خواند. اما تو نمی دانی چه بخوانی. چه بخواهی. یاد دوستانت می افتی که به تو گفته اند نایب زیاره ما باشی. اما باز مات و مبهوت ایستاده ای. هیچ نمی گویی اما بغض تو را فرا گرفته و گهگاهی اشکهایت جاری می شود. به خود می گویی من که تابه حال هیچ از تو نخواسته ام ..این قدر به منم داده ای .. پس ببین اگر چیزی می خواستم چقدر به من می دادی! و تنها یک کلام است که زیر لفظ جاری می شود... السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)