تقدیم به استاد شهرام ناظری نابغه موسیقی سنتی ایران

من چه دانم
مرا گویی که رایی ، من چه دانم چنین مجنون چرایی ، من چه دانم
مرا گویی بدین زاری که هستی به عشقم چون برایی ، من چه دانم
منم در موج دریاهای عشقت مرا گویی کجایی ، من چه دانم
مرا گویی به قربانگاه جانها نمی ترسی که آیی ، من چه دانم
مرا گویی اگر کشته خدایی چه داری از خدایی ، من چه دانم
مرا گویی چه می جویی دگر تو ورای روشنایی ، من چه دانم
مرا گویی تو را با این قفس چیست اگر مرغ هوایی ، من چه دانم
مرا راه صوابی بود گم شد ار آن ترک خطایی ، من چه دانم
بلا را از خوشی نشناسم ایرا به غایت خوش بلایی ، من چه دانم
شبی بربود ناگه شمس تبریز ز من یکتا دو تایی ، من چه دانم
[مولانا جلال الدین رومی]