
مفهوم انتظار در سخنان امام خمینی
این که میان اندیشههای امام خمینی با مهدویت پیوندی عمیق وجود دارد، تردیدناپذیر است. امام خمینی(ره) در برخی از سخنان خود خاستگاه تمام فعالیتها و اندیشههای خود را مهدویت بیان نمودهاند.
ایشان هنگامی که سخن از امام عصر(عج) میآورد، چنان کلمات را با احترام و تقدیس بیان مینمود که نشان دهنده ارادت قلبی و سرسپردگی عملی آن پیر فرزانه با مولای خود بود.
ـ یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم، ستم و استکبار. سلام بر او و سلام بر منتظران واقعی او سلام بر غیبت او و ظهور او (سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک میکنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز میشوند).
امام خمینی(ره) در بیان جامعی درباره مفهوم انتظار و اقسام برداشتهای آن به درستی این واژه را تبیین میکنند و پویایی این مفهوم را به تصویر میکشند.
«بعضیها انتظار فرج را به این میدانند که در مسجد، حسینیه و منزل بنشینند، دعا کنند و فرج امام زمان ـ سلام الله علیه ـ را از خدا بخواهند. اینها مردم صالحی هستند که چنین اعتقادی دارند بلکه بعضی از آنها را که من سابقاً میشنا.... (ص 196 و 197 و 198 و 199 ج 20) صحیفه
تاریخ: 14 / 1 / 67
سخنان امام خمینی در دیدار با مسؤولان وزارت پست و تلگراف به مناسبت نیمه شعبان
بسم الله الرحمن الرحیم
این عید سعید ـ انشاء الله ـ بر همه جهان، مستضعفان عالم و خصوصاً ملت ما مبارک باد.
آنچه که امروز میخواهم به عرضتان برسانم, برداشتهایی از انتظار فرج برداشته شده است، بعضیاش را من عرض میکنم. بعضیها انتظار فرج را به این میدانند که در مسجد، حسینیه، منزل بنشینند دعا کنند و فرج امام زمان ـ سلام الله علیه ـ را از خدا بخواهند. اینها مردم صالحی هستند که یک همچو اعتقادی دارند، بلکه بعضی از آنها را که من سابقاً میشناختم بسیار مرد صالحی بود. یک اسبی هم خریده بود. یک شمشیری هم داشت و منتظر حضرت صاحب ـ سلام الله علیه ـ بود. اینها به تکالیف شرعی خودشان عمل میکردند. نهی از منکر هم میکردند و امر به معروف هم میکردند، لکن همین، دیگر غیر از این کاری ازشان نمیآمد و فکر این مهم که یک کاری بکنند نبودند. یک دسته دیگری بودند که انتظار فرج را میگفتند، این است که ما کار نداشته باشیم به این که در جهان چه میگذرد، بر ملتها چه میگذرد، بر ملت ما چه میگذرد، به این چیزها ما کار نداشته باشیم، ما تکلیفهای خودمان را عمل میکنیم، برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ـ ان شاء الله ـ درست میکنند. دیگر ما تکلیفی نداریم، تکلیف ما همین است که دعا کنیم، ایشان بیایند و کاری به کار آنچه در دنیا میگذرد یا در مملکت خودمان میگذرد، نداشته باشیم. اینها هم یک دسته ای، مردمیبودند که صالح بودند.
آیا خلاف قرآن نیست که ما دیگر معصیت کنیم تا حضرت صاحب بیاید؟
یک دسته میگفتند که خوب! باید عالم پرمعصیت بشود تا حضرت بیاید. ما باید نهی از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری میخواهند بکنند، گناهها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود.
یک دستهای از این بالاتر بودند میگفتند باید دامن زد به گناهها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت ـ سلام الله علیه ـ تشریف بیاورند. این هم یک دستهای بودند که البته در بین این دسته منحرفهایی هم بودند،اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرفهایی هم بودند که برای مقاصدی به این دامن میزدند.
یک دسته دیگری بودند که میگفتند هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است و برخلاف اسلام است. آنها مغرور بودند، آنهایی که بازیگر نبودند، مغرور بودند به بعض روایاتی که وارد شده است، بر این امر که هر عَلَمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است. آنها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد، در صورتی که آن روایات که هر کس علم بلند کند، علم مهدی، به عنوان مهدویت بلند کند. حالا ما فرض میکنیم که یک همچو روایاتی باشد، آیا معنایش این نیست که ما تکلیفمان دیگر ساقط است، یعنی خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن نیست. این معنا که ما دیگر معصیت بکنیم تا پیغمبر بیاید تا حضرت صاحب بیاید! حضرت صاحب که تشریف میآورند برای چی میآیند؟ برای این که گسترش بدهند عدالت را، برای این که حکومت را تقویت کنند، برای این که فساد را از بین ببرند. ما بر خلاف آیات شریفه قرآن دست از نهی از منکر برداریم. دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را برای این که حضرت بیایند، حضرت بیایند چه میکنند؟ حضرت میآیند میخواهند همین کارها را بکنند. الان دیگر ما هیچ تکلیفی نداریم؟ دیگر بشر تکلیفی ندارد، بلکه تکلیفش این است که دعوت کند مردم را به فساد! به حسب رأی این جمعیت که بعضیشان بازیگرند و بعضیشان نادان، این است که ما باید بنشینیم، دعا کنیم به صدام، هر کسی نفرین به صدام کند، خلاف امر کرده است. برای این که حضرت دیر میآیند! و هر کسی دعا کند به صدام، برای اینکه آن فساد زیاد میکند. ما باید دعاگوی امریکا باشیم و دعاگوی شوروی باشیم و دعاگوی اذنابشان از قبیل صدام باشیم و امثال اینها تا این که اینها عالم را پر کنند از جور و ظلم تا حضرت تشریف بیاورند! بعد حضرت تشریف بیاورند، چه کنند؟ حضرت بیایند که ظلم و جور را بردارند، همان کاری که ما میکنیم و ما دعا میکنیم که ظلم و جور باشد، حضرت میخواهند همین را برش دارند. ما اگر دستمان میرسید قدرت داشتیم باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم، تکلیف شرعی ماست منتها ما نمیتوانیم، اینی که هست این است که حضرت عالم را پر میکند از عدالت، نه شما دست بردارید از این تکلیفتان، نه این که شما دیگر تکلیف ندارید.
آنی که میگوید حکومت نباشد، معنایش این است که هرج و مرج بشود.
ما تکلیف داریم که اینی که میگوید، حکومت لازم نیست، معنایش این است که هرج و مرج باشد. اگر یک سال حکومت در یک مملکتی نباشد، نظام در یک مملکتی نباشد، آن طور فساد پر میکند مملکت را که آن طرفش پیدا نیست. آنی که میگوید حکومت نباشد، معنایش این است که هرج و مرج بشود، همه هم را بکشند، همه به هم ظلم بکنند برای این که حضرت بیاید. حضرت بیاید چه کند؟
برای این که رفع کند این را. این یک آدم عاقل، یک آدم اگر سفیه نباشد، اگر مغرض نباشد، اگر دست سیاستی این کار را نکرده باشد که بازی بدهد ماها را که ما کار به آنها نداشته باشیم، آنها بیایند هر کاری بخواهند انجام بدهند، این باید خیلی آدم نفهمیباشد.
اما مسئله این است که دست سیاست در کار بوده. همان طوری که تزریق کرده بودند به ملتها، به مسلمین، به دیگر اقشار جمعیتهای دنیا که سیاست کار شماها نیست، بروید سراغ کار خودتان و آن چیزی که مربوط به سیاست است، بدهید به دست امپراطورها. خوب! آنها از خدا میخواستند که مردم غافل بشوند و سیاست را بدهند دست حکومت و به دست ظلمه، دست امریکا، دست شوروی، دست امثال اینها و آنهایی که اذناب اینها هستند و اینها همه چیز ما را ببرند، همه چیز مسلمانها را ببرند، همه چیز مستضعفان را ببرند و ما بنشینیم بگوییم که نباید حکومت باشد! این یک حرف ابلهانه است، منتها چون دست سیاست در کار بوده، این اشخاص کافر را، اینها را بازی دادند و گفتند شما کار به سیاست نداشته باشید، حکومت مال ما، شما هم بروید در مسجدهایتان بایستید، نماز بخوانید چکار دارید به این کارها.
اینهایی که میگویند که هر علمی بلند بشود و هر حکومتی خیال کردند که هر حکومتی باشد این برخلاف انتظار فرج است، اینها نمیفهمند چی دارند میگویند. اینها تزریق میکردند بهشان که این حرفها را بزنند، نمیدانند دارند چی چی میگویند. حکومت نبودن یعنی این که همه مردم به جان هم بریزند. بکشند هم را. بزنند هم را، از بین ببرند. برخلاف نص آیات الهی رفتار بکنند. ما اگر فرض میکردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار میزدیم برای این که خلاف آیات قرآن است. اگر هر روایتی بیاید که نهی از منکر را بگوید نباید کرد، این را باید به دیوار زد، این گونه روایت قابل عمل نیست و این نفهمها نمیدانند دارند چی میگویند، هر حکومتی باشد، حکومت چیز است. بلکه شنیدم بعضی از اشخاص گفتهاند که خوب با این وضعی که هست، الان در ایران هست، دیگر ما نباید تهذیب اخلاق بکنیم دیگر غلط است این حرفها، چیزی نیست دیگر حالا. حتماً باید استاد اخلاق در یک محیطی باشد که همۀ مردم فاسدند! شراب خانهها همه بازند و ـ عرض میکنم که ـ جاهای فساد همه بازند! اگر یک جایی باشد که خوب باشد. آن جا دیگر تهذیب اخلاق لازم نیست! نمیشود؛ باطل است! اینها یک چیزهایی است که... اگر دست سیاست در کار نبود ابلهانه بود، لکن آنها میفهمند دارند چی میکنند، آنها میخواهند ما را کنار بزنند.
باید کار را همچون بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت (سلام الله علیه).
حالا البته این پر کردن دنیا را از عدالت، این را ما نمیتوانیم بکنیم، اگر میتوانستیم میکردیم، اما چون نمیتوانیم بکنیم، ایشان باید بیایند. الان عالم پر از ظلم است، شما یک نقطه هستید در عالم، عالم پر از ظلم است، ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم، تکلیفمان است. قرآن و ... ضرورت اسلام و قرآن تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم، اما نمیتوانیم بکنیم، چون نمیتوانیم بکنیم باید او بیاید تا بکند، اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که نامفهوم کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت (سلام الله علیه). در هر صورت این مصیبتهایی است که به مسلمانها وارد شده است و سیاستهای خارجی دامن بهش زدند برای چاییدن اینها و برای از بین بردن عزت مسلمین و باورشان هم آمده است. خیلیها، شاید الان هم بسیاری باور بکنند که نه، حکومت نباید باشد و زمان حضرت صاحب باید بیاید حکومت. هر حکومتی در غیر زمان حضرت صاحب باطل است، یعنی هرج و مرج بشود، عالم به هم بخورد تا حضرت بیاید درستش کند! ما درستش میکنیم، تا حضرت بیاید.
انشاء الله خداوند اصلاح کند اینها را و امیدواریم که خداوند این روز را بر همه ما، بر همۀ شما مبارک کند و دست ظالمها را کوتاه کند و قدرت بدهد به ملتهای مظلوم برای سرکوب کردن این ظالمها.
والسلام علیکم و رحمه الله.
به نقل از نشریه الکترونیکی ساعت صفر
انتظار در اشعار امام خمینی
از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست
که برش شکوه برم ، داد ز بیداد کشم
شادی ام داد و غمم داد و جفا داد و وفا
باصفا منت آن را که به من داد ، کشم
عاشقم ، عاشق روی تو ، نه چیز دگری
بار هجران وصالت به دل شاد کشم
در غمت ای گل وحشی من ، ای خسرو من
جور مجنون ببرم ، تیشه فرهاد کشم
مردم از زندگی بی تو که با من هستی
طرفه سری است که باید بر استاد کشم
سالها می گذرد ، حادثه ها می آید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم