تبليغاتX
.:: شوق دیدار ::. - » السلام علیک يا ثار الله

يا ثار الله و ابن ثاره 

مسيحيان ، مسيح را پسر خدا مي‌دانند. آيا مي‌شود اين مقوله را تشبيه كرد به خون خدا دانستن امام حسين ـ عليه السلام ـ (زيارت وارث مي‌گويد يا ثار الله و ابن ثاره) دين اسلام چه جوابي مي‌دهد؟

 

قبل از پرداختن به پاسخ سؤال فوق ابتدا بايد معلوم گردد كه منظور مسيحيان از فرزند خدا بودن حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ چيست؟ و در ثاني اين كه زيارت وارث ، امام حسين ـ عليه السلام ـ را با عبارت «ثارالله» توصيف كرده به چه معناست و در نهايت آيا اين دو مطلب شباهتي به هم ديگر دارند و مي‌توان هر دو را موجب شرك، تشبيه، تجسيم و... دانست يا نه؟

 

1. عقيده مسيحيان در مورد عيسي ـ عليه السلام ـ

 

پولس كه از ديدگاه مسيحيان، بنيان‌گذار مسيحيت كنوني است از همان آغاز تبليغ مسيحيت خود ساخته‌اش، حضرت عيسي را به عنوان فرزند خدا معرفي مي‌كرد و در جاي جاي نوشته‌هاي خود كه به كليساهاي مختلف مي‌نوشت (و اكنون جزو بخشي از عهد جديد كتاب مقدس مسيحيان به شمار مي‌رود) اين انديشه را شايع مي‌ساخت. او در نامه‌اي به مسيحيان روم مي‌نويسد: «... اين مژده درباره فرزند خدا يعني خداوند ما عيسي مسيح مي‌باشد كه به صورت نوزادي از نسل داود نبي به دنيا آمد، اما با زنده شدنش پس از مرگ، ثابت كرد كه فرزند نيرومند خدا و داراي ذات مقدس الهي است.» و در نامه ديگري مي‌نويسد: «چقدر بايد خدا را شكر كنيم خدايي كه پدر خداوند ما عيسي مسيح است.»

 

در انجيل يوحنا چنين آمده كه: «در ازل پيش از آن كه چيزي پديد آيد «كلمه» وجود داشت و نزد خدا بود. او همواره زنده بوده و خود او خداست هر چه هست به وسيله او آفريده شده است... «كلمه خدا» انسان شد و بر روي اين زمين و در بين ما زندگي كرد.»

 

بنابراين مسيحيان حضرت عيسي را خدا و فرزند خدا مي‌دانند كه به صورت انسان ظهور كرده است و همانند خداوند ازلي است و طبق اين اعتقاد او شريك خداوند در آفرينش و تدبير جهان است. در قرآن كريم نيز به اين اعتقاد مسيحيان اشاره شده است، چنان كه خداوند مي‌فرمايد: «... و نصاري (مسيحيان) گفتند: مسيح پسر خداست اين سخني است كه به زبان خود مي‌گويند كه همانند گفتار كافران پيشين است، خدا آنان را بكشد، چگونه از حق انحراف مي‌يابند.» «آنها دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايي در برابر خدا قرار دادند و مسيح فرزند مريم را در حالي كه دستور نداشتند، جز خداوند يكتايي را كه معبودي جز او نيست بپرستند، ‌او پاك و منزه است از آنچه شريكش قرار مي‌دهند.» و البته در آيات ديگر نيز خداوند را از داشتن فرزند منزه دانسته  و نسبت دادن هرگونه مثل و شبه به خداوند را مردود مي‌شمارد، و مي‌فرمايد: «ليس كمثله شيء» و به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد كه «بگو خدا خالق همه چيز است و اوست يكتا و پيروز».

 

علاوه بر آيات فوق در هيچ يك از ديگر آيات يا روايات اسلامي، هيچ كس به عنوان فرزند خداوند معرفي نشده است و در مورد پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه اشرف انبياء مي‌باشد در قرآن كريم چنين آمده است كه: «محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ فقط فرستاده خداست و پيش از او، فرستادگان ديگري نيز بودند...».

 

اما اين كه در زيارات مربوط به شهداي كربلا و امام حسين ـ عليه السلام ـ از آن حضرت با عنوان «ثار الله و ابن ثاره» نام برده شده نمي‌تواند دليلي بر فرزند داشتن خدا يا جسم بودن خدا و يا... باشد و شايد سؤال كننده گرامي در معناي اين كلمه اشتباه كرده است پس بهتر است به معني كلمه «ثار» در لغت اشاره شود.

 

2. ثار در لغت:

در مورد ريشه كلمه «ثار» دو احتمال مي‌تواند وجود داشته باشد.
الف) ثار از ريشه «ثور» به معني برانگيخته شدن و شوريدن گرفته شده باشد. كه در اين صورت «ثارالله» به معني «برانگيخته خدا و كسي كه به خاطر خدا قيام كرده است» مي‌باشد و «ابن ثارالله» ، فرزند قيام كننده به خاطر خدا معني مي‌دهد.

 

ب) ثار از ريشة ثأر (مهموز العين) به معني خون خواهي وگرفتن انتقام مقتول، گرفته شده باشد كه در اين صورت «ثار الله» اضافه مصدر به فاعل بوده و به معني كسي كه خداوند انتقام خون او را خواهد گرفت مي‌باشد.

 

از ميان دو معني فوق، معني اخير استعمال بيشتري دارد و علامه مجلسي ضمن اين كه مي‌گويد: ثار از الثأر (مهموز العين) اخذ شده در مورد معني آن دو احتمال مي‌دهند:

 

احتمال اول: ثار الله به معني كسي است كه خداوند از دشمنان او خون‌خواهي خواهد كرد.

 

احتمال دوم: ثارالله يعني كسي كه به هنگام رجعت، انتقام خون خود و اهل بيتش را به امر الهي از دشمنان خواهد گرفت.

 

با توجه به مطالب فوق «ثار» را چه از ريشه «ثور» گرفته باشيم كه به معني برانگيخته شدن است و چه از ريشه «ثأر» كه به معني خونخواهي مقتول است، ثار الله معني خون خدا نمي‌دهد و اگر در جايي اين كلمه را به معني خون خدا ترجمه كرده‌اند يا همين معناي «كسي كه خدا خون‌خواه اوست» مورد نظر بوده و يا اشتباه كرده و معناي آن را متوجه نشده‌اند. زيرا هيچ دليل و مدركي وجود ندارد كه ثارالله را خون خدا معنا كنيم.

 

نتيجه: در نهايت مي‌توان گفت: قياس عقيده مسيحيان در مورد حضرت عيسي با عقيده مسلمانان درمورد امام حسين ـ عليه السلام ـ يا امام علي ـ عليه السلام ـ قياس نادرست و بي‌ربطي است؛ زيرا اولا: مسيحيان حضرت عيسي را فرزند خدا و جزيي از خدا و آفريننده جهان مي‌دانند.

 

ولي مسلمانان به خصوص شيعيان اين عقيده را رد كرده و خداوند را از داشتن فرزند منزه مي‌دانند و هر روز چندين بار در نماز آيه «لم يلد و لم يولد» را تكرار مي‌كنند و به معناي آن ايمان دارند.

 

ثانيا: ثار الله به معني خون خدا نيست تا گمان شود كه خداوند جسم بوده و خون دارد و نعوذ بالله امام حسين ـ عليه السلام ـ يا امام علي ـ عليه السلام ـ خون خدا هستند.

 

ثالثاً: ثار يا به معني برانگيختة خداوند است يا به معني «كسي كه خداوند خون خواه اوست» و هر دو معني هيچ دلالتي بر تشبيه، تجسيم و تشريك ندارد و اين كه خداوند انتقام خون امام حسين ـ عليه السلام ـ را خواهد گرفت،‌امري است يقيني كه در روايات متعدد بدان اشاره شده است. هم چنان كه صاحب مكيال المكارم مي‌نويسد: «خداوند،‌ انتقام خون مولاي ما شهيد مظلوم (امام حسين ـ عليه السلام ـ) را خواهد گرفت؛ زيرا در حقيقت خداوند ولي دم آن حضرت است به همين خاطردر زيارت‌هاي متعدد آمده است كه السلام عليك يا ثار الله.»

 

براي مطالعه بيشتر مراجعه شود به:

 

1. عقايد استدلالي، استاد علي رباني گلپايگاني.

 

2. آموزش عقايد، آيت الله مصباح يزدي.

 

3. آشنايي با اديان بزرگ، استاد حسين توفيقي.

 

 

معنای لغت ثار الله در لغت نامه ویکی پدیا

 

 

حسین وارث آدم (گفتاری از دکتر شریعتی)

 

براي آخرالزمان قيام جهاني، نجات بشري، تحقق عدالت، صلح و برابري، اين‌ها همه هست اما بزرگ‌ترين لقب آن نجات دهنده‌ي آخرين انسان از اين رابطه‌ي ثار و ثاركشي كه همه‌ي تاريخ بشر را شكل مي‌دهد منتقم است، منتقم، انتقام چه چيز را مي‌گيرد؟ همه مي‌گويند انتقام قاتلين سيدالشهدا نه!! انتقام ثاري كه به گردن بني‌هابيل است و اين ثار، هر نسل هر نسل يك رابطه‌ي پيچيده‌اي پيدا مي‌كند و آن اينكه هر نسل به دعوت آن روح كه به افراد قبيله هر جا مي‌روند و هر كاري كه مي‌كنند و در هر حالي ضجه مي‌كند و دعوت مي‌كند به خونخواهي، در هر نسل غيرتمندان و احرار و صاحبان فتوت و حميت آن فتيه‌ها، اين‌ها به خونخواهي پا مي‌شوند و در هر قيام به خونخواهي براي گرفتن ثارشان بازخوني مي‌دهند و باز ثار ديگري بر ثار پيش اضافه مي‌شود و باز به گردن نسل وارث بعد مي‌افتد، نسل وارث بعد باز بايد انتقام دو خوني را كه طلب دارد از بني‌قابيل بگيرد از قبيله‌ي دشمن بگيرد، از قبيله‌ي طاغوت، باز در اين قيام خونخواهي باز خون‌هايي مي‌ريزد و خون‌هايي ريخته مي‌شود و اين ثارهايي باز بر ثار افزود و باز اين خون‌هاي روزافزون، قرن افزون، نسل افزون‌باز به گردن نسل بعد، نسل بعد… مي بينيم ثار در طول تاريخ اسلام در فلسفه‌ي تاريخ ما ثار در تزايد است، ثار بر روي ثار، ثار بر روي ثار و هر نسلي آن ضجه‌ها را كه ثارهايش او را به خونخواهي و انتقام از دشمن فرا مي‌خواند شديدتر مي‌شود، شديدتر مي‌شود، به طوري‌كه اگر غيرت و حميت و آگاهي وجود داشته باشد تمام فضاي تاريخ ما پر از ضجه و دعوت خونخواهي ثارهاست. ثارهاي ما، اما اين ثارها ثارهاي قبيله‌اي نيست، ثار الله است، اينها «ثار الله» ها هستند كه بايد از قاتلين بني طاغوت گرفته شوند و اما جبرش از كجاست؟ تاريخي كه اينقدر بر خونخواهي و رسالت و آگاهي و دعوت ما مبتني است بنابراين بر اساس اراده‌ي ماست اما در عين حال تاريخ جبرا به خونخواهي كامل و تمام و خاموش شدن و آرام شدن و پيروز شدن و خشنودي همه‌ي ثارهاي خدا در طول تاريخ بشر خواهد انجاميد و تاريخ به انتقام مطلق و جهاني همه‌ي ثارها خواهد انجاميد و اين قطعي و جبري است. مي‌بينيم يك جبر تاريخي است كه بر اساس دعوت از انسان به خونخواهي مبتني است، مي‌بينيم مفهوم ثار همراه با وراثت مجموعه‌ي تاريخ انسان و فلسفه تاريخ انسان را در ديد شيعي اسلامي تفسير مي‌كند با ثار شروع مي‌شود و تداوم و تكامل و توسعه پيدا مي‌كند. تا وقتي به انفجار مي‌رسد و انفجار عبارتست از گرفتن انتقام از بني طاغوت و آن‌جاست كه گردن قبيله‌ي هابيل از اين بار سنگين اين همه‌ي خون‌هايي كه به وراثت همين‌طور نسل به نسل برگردنش مانده آزاد مي‌شود و در آن‌جاست كه بشر به نجات، صلح و عدالت مي‌رسد و تا آن روز تمام داستان زندگي انسان داستان تلاش براي خونخواهي است، از آدم تا آخرالزمان و حسين وارث يكي از ورثه است كه خودش به صورت يك ثار درآمد و فرزندش و باباش اين‌ها همه‌ي ثارهاي خداي هستند و پدر ثارهاي خدا و پسر ثارهاي خداست به هر حال ثار و ثوره در اين ديد، آنوقت ثوره در اين ديد چه معني عميقي پيدا مي‌كند، ثوره: تلاش، يورش، قيام همه چيز معني دارد اما هدف چيست؟‌هدف انتقام كشيدن از بني‌قابيل است كه آن‌همه دستش به خون ثارهاي عزيز ما آغشته است و اين همه جواب گفتن به دعوت آن پرنده‌هايي است كه بر گرد سر قبيله‌ي ما دايماً ما را مي‌خوانند و ضجه مي‌كشند و ما را به انتقام‌خواهي و خون‌خواهي فرا مي‌خوانند. ثوره، ثار، وراثت، داستان شروع تاريخ، يعني اولين ثار هابيل و بعد آخرالزمان يعني تحقق انتقام جهاني، مجموعاً فلسفه‌ي تاريخ اسلام را در ديد شيعي آن تفسير مي‌كند.

+ نوشته شده در سه شنبه 25 دی1386ساعت 9:40 توسط نوید حسینی |