تبليغاتX
.:: شوق دیدار ::.
تماشاگه راز

یادم می آید آقای حداد عادل در یکی از همایش های بزرگداشت استاد مطهری از خاطرات ایشان می گفت. اینکه بسیاری از اوقات استاد در بین نماز ها و عبادت های خود  دیوان حافظ می خواندند . و به شوخی به استاد می گفت : « استاد حالا دیگر در بین نماز به جای ذکر و دعا ، اشعار می و معشوق می خوانید!»

براستی باید کتاب «تماشاگه راز» استاد مطهری را خواند تا فهمید شعر حافظ در چه سطح بالایی هم از نظر ادبی و هم از نظر معنایی قرار دارد.و اینکه اندیشه حافظ چقدر به اسلام و شیعه نزدیک بوده است.

 

«حافظ اگر قدم می زنی در ره خاندان به صدق

بدرقه رهت شود همت شحنه نجف»

 

این بیت بیانگر ارادت او به امام بزرگوار حضرت علی (ع) است.

 

بی شک اندیشه انتظار و مهدویت در جای جای دیوان او موج می زند:

 

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی / دل بی تو به جان آمد وقتست که بازآیی

دایم گل این بستان شاداب نمی ماند / دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد / کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم / رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی

ساقی چمن و گل را بی روی تو رنگی نیست/ شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی

ای درد توام درمان در بستر ناکامی / وی یاد توام مونس در گوشه تنهایی

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم / لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی

 

کلمات «پادشه خوبان» «شاهد هر جایی» «ساقی» بی شک در بسیاری از اشعار او اشاره به قائم آل محمد دارد.

 

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود / از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم / یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

 

در اشعار بالا حافظ شرط پیمودن راه «مقصود» (خدا) را - که توسط گناهان تیره گشته - طلوع « کوکب هدایت » (امام مهدی) می داند و در بیت بعدی جوشش و شوق درونی خود را برای پایان این انتظار توصیف می کند و اقرار می کند که تنها با «عنایت» او – هرچند به مدت یک ساعت - این شب به پایان می رسد.

 

شعر زیر چقدر یاد آور وزن و لحن اشعار مرحوم آغاسی است!

 

ای که در کوی خرابات مقامی داری / تویی امروز جم وقت که جامی داری

ای که با زلف و رخ یار گذاری شب و روز / فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری

ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند/ گر از آن یار سفر کرده پیامی داری

خال سر سبز تو خوش دانه عیشست ولی / بر کنار چمنش وه که چه دامی داری

بوی جان از لب خندان قدح می شنوم / بشنو ای خواجه اگر زانکه مشامی داری

چون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبود / می کنم شکر که بر جور دوامی داری*

نام نیک ار طلبد ار تو غریبی چه شود / تویی امروز درین شهر که نامی داری

بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود / تو که چون حافظ شب به نخجیرغلامی داری

 

ای که مهجوری عشاق روا می داری / عاشقان را ز بر خویش جدا می داری

تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب / بامیدی که درین ره به خدا می داری

 

* توضیح: حافظ در این بیت اشاره به این دارد که با آنکه ما در عهدی که با امام زمان در اسلام بسته ایم وفا دار نبوده ایم و از راه و روش او دور شده ایم . اما او هنوز منتظر ماست(!) و صبورانه بر این جور و جفای ما می نگرد و شب و روز بر حال امت خویش به درگاه خدا دعا می کند تا بلکه ما هم منتظر او شویم!

+ نوشته شده در جمعه 26 بهمن1386ساعت 15:44 توسط نوید حسینی |

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

هزار باده  ناخورده در رگ تاک است
 (اقبال لاهوری)

 

 

 

لحظه دیدار نزدیک است ...

 

از آن به دیر مغانم عزیز می دارند

که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

 

ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند

فضای سینه حافظ هنوز پر زصداست

 

فعلا خداحافظ ...

+ نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 16:21 توسط نوید حسینی |

کاتش عشق مطلقی یا علی

میکسی از چند شعر به سبک تلفیقی

با اجرای بی نظیر محسن نامجو

 

 آتش عشق مطلقی یا علی

 

این ترانه را دانلود کنید

(لینک غیر مستقیم از وبلاگ ترانه یاب)

 

تو از هر در که باز آیی،بدین خوبی و زیبایی / دری باشد که از رحمت،به روی خلق بگشایی(سعدی)
 یا علی ، یا علی ، یا علی
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم‌ / فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم(حافظ)
یا علی ، یا علی ، یا علی
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد / من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم(حافظ)

یا علی ، یا علی ، یا علی
عف عف عف همی زند اشتر من ز تف تفی / وع وع وع همی کند حاسدم از شلقلقی(مولوی)
یا علی ، یا علی ، یا علی

جم جم جم ز جام جم جمجمه ی مرا نوا / نی نی نی به دف زند کاتش عشق مطلقی(مولوی)

ماه ز پشت تو که سر به چاه می‌کنی ، گریه می‌کند گریه  ، یا علی
بر این یتیمان که نگاه می‌کنی ، گریه می‌کنند گریه ، یا علی

+ نوشته شده در جمعه 12 بهمن1386ساعت 12:29 توسط نوید حسینی |

هدیه شوق دیدار

به مناسبت فرارسیدن ایام الله دهه فجر

 

یه شب مهتاب 

این ترانه را دانلود کنید

(لینک غیر مستقیم از وبلاگ ترانه یاب)

 

یه شب مهتاب ، ماه میاد تو خواب / منو می بره ، کوچه به کوچه
باغ انگوری ، باغ آلوچه / دره به دره ، صحرا به صحرا
اونجا که شبا ، پشتِ بیشه ها / یه پری میاد ، ترسون و لرزون
پاشو می ذاره ، تو آبِ چشمه / شونه می کنه ، موی پریشون

یه شب مهتاب ، ماه میاد تو خواب / منو می بره ، تهِ اون دره
اونجا که شبا ، یکه و تنها / تک درخت بید ، شاد و پرامید
می کنه به ناز ، دستشو دراز / که یه ستاره ، بچکه مثِ
یه چیکه بارون ، به جای میوه ش / نوکِ یه شاخه ش ، بشه آویزون

یه شب مهتاب ، ماه میاد تو خواب / منو می بره ، از توی زندون
مثِ شب پره ، با خودش بیرون / می بره اونجا ، که شبِ سیا
تا دم سحر ، شهیدای شهر / با فانوسِ خون ، جار می کشن
تو خیابونا ، سر میدونا : / عمو یادگار ، مردِ کینه دار
مستی یا هشیار ؟ خوابی یا بیدار ؟ / مستیم و هشیار ، شهیدای شهر
خوابیم و بیدار ، شهیدای شهر / آخرش یه شب ، ماه میاد بیرون
از سر اون کوه ، بالای دره / روی این میدون ، رد میشه خندون

توضیح : « يه شب مهتاب... » درحقيقت دلتنگي اسيري ست كه از قفس آزرده است ولي نفسش هنوز رسايي فرياد را دارد. آن هم فريادي ازجنس اميد و ايمان به ماهي كه خواهد آمد. ماه اي كه شايد در ابتداي ترانه در خواب مي آمد اما در انتهاي ترانه، به عينه، از« روي اين ميدون» خندان خندان، مي گذرد .

شعر این ترانه زیبا از احمد شاملو ست و با صدای گرم فرهاد مهرداد خوانده شده است.

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 17:31 توسط نوید حسینی |

 انتظار در کلام امام خمینی (ره) 
 

مفهوم انتظار در سخنان امام خمینی

 

این که میان اندیشه‌های امام خمینی با مهدویت پیوندی عمیق وجود دارد، تردیدناپذیر است. امام خمینی(ره) در برخی از سخنان خود خاستگاه تمام فعالیت‌ها و اندیشه‌های خود را مهدویت بیان نموده‌اند.

 

ایشان هنگامی که سخن از امام عصر(عج) می‌آورد، چنان کلمات را با احترام و تقدیس بیان می‌نمود که نشان دهنده ارادت قلبی و سرسپردگی عملی آن پیر فرزانه با مولای خود بود.

ـ یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچم‌دار رهایی انسان از قیود ظلم، ستم و استکبار. سلام بر او و سلام بر منتظران واقعی او سلام بر غیبت او و ظهور او (سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می‌کنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز می‌شوند).

 

امام خمینی(ره) در بیان جامعی درباره مفهوم انتظار و اقسام برداشت‌های آن به درستی این واژه را تبیین می‌کنند و پویایی این مفهوم را به تصویر می‌کشند.

«بعضی‌ها انتظار فرج را به این می‌دانند که در مسجد، حسینیه و منزل بنشینند، دعا کنند و فرج امام زمان ـ سلام الله علیه ـ را از خدا بخواهند. اینها مردم صالحی هستند که چنین اعتقادی دارند بلکه بعضی از آنها را که من سابقاً می‌شنا.... (ص 196 و 197 و 198 و 199 ج 20) صحیفه

تاریخ: 14 / 1 / 67

سخنان امام خمینی در دیدار با مسؤولان وزارت پست و تلگراف به مناسبت نیمه شعبان

بسم الله الرحمن الرحیم

این عید سعید ـ ان‌شاء الله ـ بر همه جهان، مستضعفان عالم و خصوصاً ملت ما مبارک باد.

آن‌چه که امروز می‌خواهم به عرضتان برسانم, برداشت‌هایی از انتظار فرج برداشته شده است، بعضی‌اش را من عرض می‌کنم. بعضی‌ها انتظار فرج را به این می‌دانند که در مسجد، حسینیه، منزل بنشینند دعا کنند و فرج امام زمان ـ سلام الله علیه ـ را از خدا بخواهند. اینها مردم صالحی هستند که یک همچو اعتقادی دارند، بلکه بعضی از آنها را که من سابقاً می‌شناختم بسیار مرد صالحی بود. یک اسبی هم خریده بود. یک شمشیری هم داشت و منتظر حضرت صاحب ـ سلام الله علیه ـ بود. اینها به تکالیف شرعی خودشان عمل می‌کردند. نهی از منکر هم می‌کردند و امر به معروف هم می‌کردند، لکن همین، دیگر غیر از این کاری ازشان نمی‌آمد و فکر این مهم که یک کاری بکنند نبودند. یک دسته دیگری بودند که انتظار فرج را می‌گفتند، این است که ما کار نداشته باشیم به این که در جهان چه می‌گذرد، بر ملت‌ها چه می‌گذرد، بر ملت ما چه می‌گذرد، به این چیزها ما کار نداشته باشیم، ما تکلیف‌های خودمان را عمل می‌کنیم، برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ـ ان شاء الله ـ درست می‌کنند. دیگر ما تکلیفی نداریم، تکلیف ما همین است که دعا کنیم، ایشان بیایند و کاری به کار آن‌چه در دنیا می‌گذرد یا در مملکت خودمان می‌گذرد، نداشته باشیم. اینها هم یک دسته ای، مردمی‌بودند که صالح بودند.

آیا خلاف قرآن نیست که ما دیگر معصیت کنیم تا حضرت صاحب بیاید؟

یک دسته می‌گفتند که خوب! باید عالم پرمعصیت بشود تا حضرت بیاید. ما باید نهی از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری می‌خواهند بکنند، گناه‌ها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود.

یک دسته‌ای از این بالاتر بودند می‌گفتند باید دامن زد به گناه‌ها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت ـ سلام الله علیه ـ تشریف بیاورند. این هم یک دسته‌ای بودند که البته در بین این دسته منحرف‌هایی هم بودند،اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرف‌هایی هم بودند که برای مقاصدی به این دامن می‌زدند.

یک دسته دیگری بودند که می‌گفتند هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است و برخلاف اسلام است. آنها مغرور بودند، آنهایی که بازیگر نبودند، مغرور بودند به بعض روایاتی که وارد شده است، بر این امر که هر عَلَمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است. آنها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد، در صورتی که آن روایات که هر کس علم بلند کند، علم مهدی، به عنوان مهدویت بلند کند. حالا ما فرض می‌کنیم که یک هم‌چو روایاتی باشد، آیا معنایش این نیست که ما تکلیفمان دیگر ساقط است، یعنی خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن نیست. این معنا که ما دیگر معصیت بکنیم تا پیغمبر بیاید تا حضرت صاحب بیاید! حضرت صاحب که تشریف می‌آورند برای چی می‌آیند؟ برای این که گسترش بدهند عدالت را، برای این که حکومت را تقویت کنند، برای این که فساد را از بین ببرند. ما بر خلاف آیات شریفه قرآن دست از نهی از منکر برداریم. دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را برای این که حضرت بیایند، حضرت بیایند چه می‌کنند؟ حضرت می‌آیند می‌خواهند همین کارها را بکنند. الان دیگر ما هیچ تکلیفی نداریم؟ دیگر بشر تکلیفی ندارد، بلکه تکلیفش این است که دعوت کند مردم را به فساد! به حسب رأی این جمعیت که بعضی‌شان بازیگرند و بعضی‌شان نادان، این است که ما باید بنشینیم، دعا کنیم به صدام، هر کسی نفرین به صدام کند، خلاف امر کرده است. برای این که حضرت دیر می‌آیند! و هر کسی دعا کند به صدام، برای این‌که آن فساد زیاد می‌کند. ما باید دعاگوی امریکا باشیم و دعاگوی شوروی باشیم و دعاگوی اذنابشان از قبیل صدام باشیم و امثال اینها تا این که اینها عالم را پر کنند از جور و ظلم تا حضرت تشریف بیاورند! بعد حضرت تشریف بیاورند، چه کنند؟ حضرت بیایند که ظلم و جور را بردارند، همان کاری که ما می‌کنیم و ما دعا می‌کنیم که ظلم و جور باشد، حضرت می‌خواهند همین را برش دارند. ما اگر دستمان می‌رسید قدرت داشتیم باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم، تکلیف شرعی ماست منتها ما نمی‌توانیم، اینی که هست این است که حضرت عالم را پر می‌کند از عدالت، نه شما دست بردارید از این تکلیفتان، نه این که شما دیگر تکلیف ندارید.

آنی که می‌گوید حکومت نباشد، معنایش این است که هرج و مرج بشود.

ما تکلیف داریم که اینی که می‌گوید، حکومت لازم نیست، معنایش این است که هرج و مرج باشد. اگر یک سال حکومت در یک مملکتی نباشد، نظام در یک مملکتی نباشد، آن طور فساد پر می‌کند مملکت را که آن طرفش پیدا نیست. آنی که می‌گوید حکومت نباشد، معنایش این است که هرج و مرج بشود، همه هم را بکشند، همه به هم ظلم بکنند برای این که حضرت بیاید. حضرت بیاید چه کند؟

برای این که رفع کند این را. این یک آدم عاقل، یک آدم اگر سفیه نباشد، اگر مغرض نباشد، اگر دست سیاستی این کار را نکرده باشد که بازی بدهد ماها را که ما کار به آنها نداشته باشیم، آنها بیایند هر کاری بخواهند انجام بدهند، این باید خیلی آدم نفهمی‌باشد.

اما مسئله این است که دست سیاست در کار بوده. همان طوری که تزریق کرده بودند به ملت‌ها، به مسلمین، به دیگر اقشار جمعیت‌های دنیا که سیاست کار شماها نیست، بروید سراغ کار خودتان و آن چیزی که مربوط به سیاست است، بدهید به دست امپراطورها. خوب! آنها از خدا می‌خواستند که مردم غافل بشوند و سیاست را بدهند دست حکومت و به دست ظلمه، دست امریکا، دست شوروی، دست امثال اینها و آنهایی که اذناب اینها هستند و اینها همه چیز ما را ببرند، همه چیز مسلمان‌ها را ببرند، همه چیز مستضعفان را ببرند و ما بنشینیم بگوییم که نباید حکومت باشد! این یک حرف ابلهانه است، منتها چون دست سیاست در کار بوده، این اشخاص کافر را، اینها را بازی دادند و گفتند شما کار به سیاست نداشته باشید، حکومت مال ما، شما هم بروید در مسجدهایتان بایستید، نماز بخوانید چکار دارید به این کارها.

اینهایی که می‌گویند که هر علمی بلند بشود و هر حکومتی خیال کردند که هر حکومتی باشد این برخلاف انتظار فرج است، اینها نمی‌فهمند چی دارند می‌گویند. اینها تزریق می‌کردند بهشان که این حرف‌ها را بزنند، نمی‌دانند دارند چی چی می‌گویند. حکومت نبودن یعنی این که همه مردم به جان هم بریزند. بکشند هم را. بزنند هم را، از بین ببرند. برخلاف نص آیات الهی رفتار بکنند. ما اگر فرض می‌کردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار می‌زدیم برای این که خلاف آیات قرآن است. اگر هر روایتی بیاید که نهی از منکر را بگوید نباید کرد، این را باید به دیوار زد، این گونه روایت قابل عمل نیست و این نفهم‌ها نمی‌دانند دارند چی می‌گویند، هر حکومتی باشد، حکومت چیز است. بلکه شنیدم بعضی از اشخاص گفته‌اند که خوب با این وضعی که هست، الان در ایران هست، دیگر ما نباید تهذیب اخلاق بکنیم دیگر غلط است این حرف‌ها، چیزی نیست دیگر حالا. حتماً باید استاد اخلاق در یک محیطی باشد که همۀ مردم فاسدند! شراب خانه‌ها همه بازند و ـ عرض می‌کنم که ـ جاهای فساد همه بازند! اگر یک جایی باشد که خوب باشد. آن جا دیگر تهذیب اخلاق لازم نیست! نمی‌شود؛ باطل است! اینها یک چیزهایی است که... اگر دست سیاست در کار نبود ابلهانه بود، لکن آنها می‌فهمند دارند چی می‌کنند، آنها می‌خواهند ما را کنار بزنند.

باید کار را هم‌چون بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت (سلام الله علیه).

حالا البته این پر کردن دنیا را از عدالت، این را ما نمی‌توانیم بکنیم، اگر می‌توانستیم می‌کردیم، اما چون نمی‌توانیم بکنیم، ایشان باید بیایند. الان عالم پر از ظلم است، شما یک نقطه هستید در عالم، عالم پر از ظلم است، ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم، تکلیفمان است. قرآن و ... ضرورت اسلام و قرآن تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم، اما نمی‌توانیم بکنیم، چون نمی‌توانیم بکنیم باید او بیاید تا بکند، اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که نامفهوم کار را نزدیک بکنیم، کار را هم‌چو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت (سلام الله علیه). در هر صورت این مصیبت‌هایی است که به مسلمان‌ها وارد شده است و سیاست‌های خارجی دامن بهش زدند برای چاییدن اینها و برای از بین بردن عزت مسلمین و باورشان هم آمده است. خیلی‌ها، شاید الان هم بسیاری باور بکنند که نه، حکومت نباید باشد و زمان حضرت صاحب باید بیاید حکومت. هر حکومتی در غیر زمان حضرت صاحب باطل است، یعنی هرج و مرج بشود، عالم به هم بخورد تا حضرت بیاید درستش کند! ما درستش می‌کنیم، تا حضرت بیاید.

انشاء الله خداوند اصلاح کند اینها را و امیدواریم که خداوند این روز را بر همه ما، بر همۀ شما مبارک کند و دست ظالم‌ها را کوتاه کند و قدرت بدهد به ملت‌های مظلوم برای سرکوب کردن این ظالم‌ها.

والسلام علیکم و رحمه الله.

 

به نقل از نشریه الکترونیکی ساعت صفر

 

 

انتظار در اشعار امام خمینی

 

از غم دوست در این میکده فریاد کشم

دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم

 

داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست

که برش شکوه برم ، داد ز بیداد کشم

 

شادی ام داد و غمم داد و جفا داد و وفا

باصفا منت آن را که به من داد ، کشم

 

عاشقم ، عاشق روی تو ، نه چیز دگری

بار هجران وصالت به دل شاد کشم

 

در غمت ای گل وحشی من ، ای خسرو من

جور مجنون ببرم ، تیشه فرهاد کشم

 

مردم از زندگی بی تو که با من هستی

طرفه سری است که باید بر استاد کشم

 

سالها می گذرد ، حادثه ها می آید

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 17:19 توسط نوید حسینی |

به درخواست بسیاری از دوستان و علاقه مندان

 

و ناگهان نوحه جان گرفت ...

منبع : هفته نامه همشهری جوان

احسان رضایی


دو سال قبل، محمود كريمي با نوحه نوستالژيك‌اش ـ كه از خاطرات كودكي مي‌گفت و زبان حال همه آنهايي بود كه روزي با چادر مادرشان، تكيه علم كرده بودند و ياد محرم كرده بودند و بالاي سر تكيه كودكانه‌شان زده بودند «عباس، علمدار حسين» ـ توانست از باقي مداحان پيشي بگيرد.

 

سال گذشته هم مجيد بني‌فاطمه نوحه «عمو عباس» را خواند كه «آ»يش را مي‌كشيد و تحرير مي‌داد و زبان حال كودكان امام حسين(ع) با عموي نام‌آورشان بود. اين نوحه هم به چنان محبوبيتي رسيد كه بلافاصله خوانندگان زيرزميني هم آن را اجرا كردند و حتي زنگ موبايلش هم به بازار آمد. در چنين فضايي بود كه هم خود مداحان و هم عزاداران به انتظار نوحه برتر و به يادماندني‌تر امسال نشسته بودند و حدس اينكه چه كسي پديده خواهد شد، از چند هفته قبل به سرگرمي جوان‌هاي اهل اين مجالس تبديل شده بود اما اتفاقي كه در عمل افتاد، خارج از حدس همه بود؛ «نوحه سال» امسال را هيچ‌كدام از مداحان ايراني و وطني نخواندند.

 

شب 22 دي‌ماه/ كربلا؛ هيچ‌كدام از زائراني كه در حسينيه حائري ـ جايي بسيار نزديك به حرم امام حسين(ع)- جمع شده‌ و به عزاداري پرداخته‌اند، نمي‌دانند دوربيني كه گوشه حسينيه است، متعلق به صداوسيماي ايران است و بعدا تصوير هيچ‌كدامشان را- كه به سر و تن برهنه مي‌كوبند- نمي‌تواند پخش بكند. دوربين شبكه3 روي مداح مجلس زوم كرده بود كه در لابه‌لاي نوحه عربي‌اش، بيت‌هايي هم به زبان فارسي مي‌خواند و در  بين بخش‌هاي روضه به سينه‌زن‌ها «علي رأسي، علي رأسي» (به سر بزنيد) مي‌گفت.

 

اين نوحه عربي- فارسي بلافاصله به ساختمان جام‌جم تهران رسيد و فقط با فاصله 2 شب از اصل ماجرا ـ ساعت 10 شب 24دي‌ماه ـ از شبكه 3 پخش شد. معجزه بلافاصله اتفاق افتاد؛ از همان شب، همه ـ چه بينندگان و چه مسئولان تأمين برنامه شبكه‌هاي ديگر ـ سراغ همين نوحه فارسي ـ عربي را مي‌گرفتند.

اما اين نوحه، در واقع نوحه (به معناي مرسوم بين ما) هم نبود. مداحي كه از 2 روز بعد اسمش زيرنويس شد؛ «الحاج نزار القطري»، در واقع رجزي را از زبان امام حسين مي‌خواند. اين رجز و شعر از خطبه امام حسين(ع) در روز عاشورا خطاب به لشكر كوفيان گرفته شده بود و مضموني حماسي داشت.

 

مضمون حماسي نوحه ـ اجراي پانتوميك نزار القطري ـ به لحن فارسي نابلدش ـ كه هميشه براي ما شيرين است ـ در كنار پخش گسترده تلويزيوني همين يك نوحه ـ آن هم در ماه محرمي كه سرماي بي‌سابقه مشتريان عزاداري‌هاي تلويزيوني را بيشتر از هرسال كرده بود ـ باعث گل كردن آن شد. بلافاصله نسخه‌هاي ضبط شده نوحه به سايت‌ها و وبلاگ‌هاي فارسي راه‌پيدا كرد و در پاساژ مهستان هم سي‌دي‌هاي حاوي همين يك قطعه نوحه تا 5 هزار تومان خريد و فروش مي‌شد؛ نوحه‌اي از مداحي كه تا به حال نمي‌شناختيم.
نزار القطري البته در خارج از ايران چندان ناشناخته نيست؛ او در عراق، كويت و قطرچهره‌اي بسيار معروف و محبوب است.

 

«نزار فضل الله رواني» 34 سال پيش در قطر به دنيا آمد. خانواده او هنوز هم در قطر و در محله شيعه‌نشين زندگي مي‌كنند. نزار بعد از پايان تحصيلات اوليه، براي آموختن علوم ديني به نجف آمد و در درس آيت‌الله سيستاني هم شركت كرد. او 5 سال هم در انگليس برنامه‌ريزي تلويزيوني خواند. از 6 سال پيش در كويت اجراي برنامه كودك را به عهده گرفت. نزار ـ كه خودش 2 فرزند، كوثر (4 ساله) و حسين (3 ساله) دارد ـ از آن تاريخ به بعد يك عموي تلويزيوني شد و چهره محبوب بچه‌هاي عرب.

 

اما معروفيت نزار وقتي به اوج رسيد كه 3 سال پيش يك پسربچه 7 ساله به اسم «سجاد» را ـ كه از نوعي سرطان رنج مي‌برد و در سفري به مدينه در كنار قبر حضرت ام‌البنين(س)، به طرز معجزه‌آسا شفا گرفته بود ـ  به برنامه‌اش آورد و با مدارك پزشكي قبلي و فعلي سجاد، ماجراي شفاي او را به بينندگان نشان داد. اين ماجرا باعث 2 اتفاق شد؛ اول اينكه نزار برنامه‌اش در تلويزيون دولتي كويت را از دست داد و دوم هم اينكه نزار خودش هم مثل بينندگان متحول شد؛ قصيده‌اي در مدح حضرت ام‌البنين سرود و شروع به مداحي براي ائمه(ع) كرد. نزار به دعوت شيعيان كربلا، به اين شهر آمد و از همين جا زبان فارسي را ياد گرفت. اگر توي اينترنت بگرديد، نوحه‌هاي بسياري از نزار پيدا مي‌كنيد كه عربي- فارسي يا عربي- انگليسي هستند. امروز نزار ساكن كربلاست. او در كنار مداحي، همچنان علاقه اصلي‌اش- يعني برنامه‌سازي كودك- را هم دنبال مي‌كند. سال گذشته او يك سريال 14قسمتي به اسم «قطار سريع» ساخت كه با 2 عروسك به اسم‌هاي فرح و مرح، به شهرهاي مذهبي شيعيان مي‌رفتند و براي همين سريال به ايران و مشهد هم آمد. اين سريال- كه از تلويزيون عراق و شبكه المنار لبنان پخش شد- آن‌قدر طرفدار داشت كه نزار را به فكر ادامه ساخت برنامه با اين دو شخصيت عروسكي هم بيندازد. قرار است او سريال جديدي با عنوان «خاطرات روزانه (يوميات) فرح و مرح» هم بسازد كه احتمالا پخش آن طبق برنامه از 13 رجب آينده شروع خواهد شد. قرار است خود نزار در اين سريال، پدر فرح و مرح باشد. نزار القطري - مداح محبوب محرم امسال ايراني‌ها- يك سايت كودكانه با آدرس www.shiakids.net هم دارد.

 

شعري كه  نزار القطري مي‌خواند: بگويم بشناسي

اين متن شعر عربي – فارسي‌اي است كه اولين‌بار 24 دي از شبكه سوم پخش شد و از آن شب، خيلي معروف شد و نزار القطري را به همه شناساند. اين شعر از خطبه امام‌حسين‌ در روز عاشورا گرفته شده است. اگر مي‌خواهيد فايل صوتي نوحه را دانلود كنيد، مي‌توانيد در اينترنت جست‌وجو كنيد و به آدرس‌هايي مثل اين برويد:


www.forum.p30world.com/showthread.php?t=195871

كليپ تصويري اين نوحه - مخصوص تلفن همراه- را هم در همين آدرس مي‌توانيد گير بياوريد.

 

لم یا قوم تریدون ببغی و فساد
لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد
اي قوم! براي چه مي‌خواهيد به من ظلم و ستم بكنيد
و چرا با لجبازي مي‌خواهيد مرا بكشيد

 

لیس والله سوانا خلف بعد النبی
فرض الله علی طاعتنا کل عباد
به خدا به‌جز ما، پيامبر(ص) خانداني ندارد
و خداوند اطاعت از ما را بر همه بندگان واجب كرده است

 

من له جد کجدی فی الوری
او کشیخی فانا ابن العلمین
براي چه كسي در اين عالم، جدي مثل جد من است
يا پدري مثل من دارد؟ من پسر دو مرد شاخص هستم

 

فاطمه الزهرا امی و ابی
قاصم الکفر ببدر و حنین
فاطمه زهرا مادر من است و پدر من
درهم‌شكننده كفر در بدر و حنين  است

 

عبدالله غلاما یافعا
و قریش یعبدون الوثنین
پدر من خدا را مي‌پرستيد در زماني كه پسري جوان بود
درحالي كه قريش بت‌ها را مي‌پرستيدند

 

یعبدون اللات و العزی معا
و علی کان صل القبلتین
قريش لات و عزي را مي‌پرستيدند
و پدر من به سوي هر دو قبله – بيت‌المقدس و مكه – نماز مي‌گذاشت

 

و ابی شمس امی قمر
فانا الکوکب و ابن القمرین
پدر من خورشيد است و مادرم ماه
پس من ستاره‌اي هستم، فرزند دو ستاره نوراني

 

چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی
شده آماده به قتلم همه با تیغ و سناني
در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی

 

انا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی
انا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی
من تشنه‌ام و حرفم و زبانم مي‌سوزد
من تشنه‌ام و قلبم و جگرم مي‌سوزد

 

زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت:
تو ای شمر ستمكار!
تو ای ملحد مکار!
تو ای کافر غدار!

اگر من نشناسی، بگویم بشناسی

 

حسینم و ضیاء القمرینم، قتیل الودجینم
امام الحرمینم انا الفضه وابن الذهبینم
من حسينم و روشنايي ماه و خورشيدم و كشته حسادتم
من امام دو حرممكه و مدينه – هستم. من گوهر و فرزند دو جواهرم

 

منم شهپر جبريل، منم آیه تقدیر
منم نخله خوبان، منم زاده زهرا

منم عرش و منم فرش
منم کرسی و لوح و قلم و باعث ایجاد دو عالم

 

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

 

 

ترانه‌هاي عاشورايي
درسال‌هاي گذشته نوحه‌هاي مختلفي بين جوان‌هاطرفدار پيدا كرد؛ در اينجا چند تا از معروف‌ترين آنها را مرور مي‌كنيم.

 

كربلايي اصفهاني
3
سال پيش كليپ عربي «ليش تاخر عباس» يكهو موج  تازه‌اي از مداحي اصيل عربي را به ايران وارد كرد. رژيم صدام به تازگي سقوط كرده بود و فضاي آن موقع، فضاي بازشدن راه كربلا و دوستي با شيعيان عراق بود.  او سال‌‌ها ساكن ايران بوده. باسم بن اسماعيل بن محمد كربلايي كه او را با نام ملاباسم كربلايي مي‌شناختند، الان 40 ساله است. او اگرچه در كربلا به دنيا آمده اما اصليتش اصفهاني است؛ به همين خاطر هم بود كه در سال 1980 و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، باسم 13ساله همراه خانواده‌اش توسط عوامل صدام، از عراق اخراج شده و به اصفهان آمده بود. او در سال‌هايي كه در ايران بود روي قرائت قرآن كار كرد و در مسابقات صوت و تجويد هم شركت كرد اما تحت‌تأثير خاطرات كودكي‌اش به مداحي امام حسين(ع) رو آورد و از 20 سال پيش تا به امروز در هيأت‌هاي مذهبي اصفهان، تهران، قم و يزد ‌خوانده است. او الان در كويت است و به جز عربي، زبان‌هاي فارسي، انگليسي و اردو را هم مي‌داند. براي پيداكردن اطلاعات بيشتر و عكس‌ها و نوحه‌هاي باسم، مي‌توانيد به آدرس‌هاي زير برويد.

www.almugtaba.com/bassim/nabtha.html
www.basimk.com


 

چنگ دل
وقتي «غلامعلي كويتي‌پور» مجموعه نوحه‌هاي زمان جنگش را با همكاري مجيد رضازاده جمع‌آوري كرد، آهنگ رويش گذاشت و بازخواني كرد، خيلي‌ها كاست «غريبانه» را پديده محرم آن سال مي‌دانستند. انصافا هم قطعاتي مثل «چنگ دل آهنگ دلكش مي‌زند» خيلي دلنشين از‌آب‌درآمده بود؛ هرچند خواندن روضه مكشوفي مثل «او مي‌دويد و من مي‌دويدم»
 -
آن هم با آهنگ تند و هيجاني – زياد به مذاق خيلي‌ها خوش‌نيامد. كويتي‌پور، بعد از موفقيت «غريبانه»، سراغ كاست بعدي‌اش رفت، هرچند اختلاف‌هاي پيش‌آمده ميان دست‌اندركاران «غريبانه 2»، يك شكست تجاري را برايش رقم زد. گفته‌هاي خود كويتي‌پور درباره اينكه «غريبانه 2» بدون اجازه و هماهنگي او منتشر شده هم سهمي در اين ماجرا داشت.

بيا تا برويم...
حاج صادق آهنگران – مداح معروف دفاع مقدس – بعد از اينكه آلبوم «اشك افشان»اش – كه به مناسبت سالگرد رحلت امام خميني(ره) منتشر شده بود – با اقبال گسترده مردم روبه‌رو شد، تصميم گرفت آلبوم موسيقايي دومش را هم به نام «عطش آتش» روانه بازار كند. اولين قطعه اين آلبوم با بيت معروف «جاده و اسب مهياست بيا تا برويم...»، خيلي معروف شد و پاي ثابت شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني شد؛ هرچند خود آلبوم، فروش و اقبال مورد انتظار را درپي نداشت.

 

بنيامين
«
بوي محرمش مياد، خيمه و پرچمش مياد...» با صداي بنيامين بهادري بود و 2 قطعه عاشورايي كه محرم سال 84 به‌عنوان پديده عاشورايي آن سال مطرح شد. بنيامين با همين 2 آهنگ، نامش را سر زبان‌ها انداخت، معروف شد و پديده موسيقي پاپ شد. آلبومش با نام «85» پرفروش‌ترين آلبوم موسيقي سال لقب گرفت و... راستي، كدامتان مي‌توانيد همين الان، آن دو تا شعر عاشورايي بنيامين را از بر بخوانيد؟

 

بوي سيب
روي شعر معروف «بوي سيب و حرم حبيب و حسين غريب و كرب و بلا»  كه محمدحسين حداديان- پسر مداح معروف تهراني- خوانده بودش، يك نفر آهنگ گذاشت و آن را دوباره‌خواني كرد. صداي «مهدي فيضي» حدود 2 سال، روزهاي محرم، توي ضبط ماشين‌ها دوام آورد و بعد هم به همان‌سرعت كه آمده بود، فراموش شد. ريتم‌هاي تند و گاهي شاد روي بعضي نوحه‌هاي معروف، باب طبع شماري از جوان‌ها شده بود و البته مثل هميشه هم منتقدان و مخالفان زيادي داشت. حالا مهدي فيضي، كليپ همه قطعات آن آلبوم را هم تهيه كرده است ولي....


عمو عباس

سبك‌هاي مختلف مداحان تهراني هم هرسال سينه به سينه و زبان به زبان توي جامعه مي‌چرخد. حتي بعضي از معروف‌ترين‌هايش هم توي اين روزها  به عنوان زنگ موبايل‌ها تنظيم  مي‌شود. پارسال قطعه «عمو عباس، علمت كو...» خيلي موردتوجه قرار گرفته بود؛ هرچند هنوز خيلي‌ها «دلم به عشق يارم گرفته حال و هوايي»، «وقتي كه چشمام روي هم بسته مي‌شه...» و «يا ابا عبدالله الحسين» را هم زمزمه مي‌كنند.

+ نوشته شده در یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 21:1 توسط نوید حسینی |

آقا جون ! نمی دونم الان کجای این کره خاکی هستی.

نمی دونم شاید دوباره به قم سر می زنی...

شاید کنج مناره های مکه به اعتکاف نشسته ای...

شاید دلت هوای کربلا را کرده و پیش جد بزرگوارت اشک می ریزی...

شاید اصلا تو این سرمای وحشتناک تو همین کوچه ایستاده ای و بسته ای از نان و غذا کنار در خانه پیر زنی می گذاری...

 

نمی دونم کجایی آقا جون ! اما می دونم هر کجا که باشی صدای قلب دلداده هاتو می شنوی ...

« دوش مرا حال خوشی دست داد

سینه ی ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت

شعله به دامان سیاوش گرفت»

 

«آقا جون به خوبا سر می زنی مگه ما بدا دل نداریم...»

فقط ما رو خاطر خواه خودت کردی و رفتی...

آره آقا مگه ما بدا نمی تونیم خاطر خوات بشیم...

آقا جون با اینکه ازت خیلی دورم...

«و از تو دور افتادم ...»

اما نمی دونم چرا مهرت بدون هیچ بهانه ای همیشه تو قلب منه...

با اینکه من از تو دورم اما انگار تو از من به من نزدیکتری...

و سالهاست پیوندی قلبی میان من و تو وجود داشته ...

« اگر كافر اگر مومن به دنبال تو مي گردم
چرا دست از سر من بر نمي دارد هواي تو» 

آقا جون به خدا ما تحمل این همه صبرو نداریم...

از هر کی پرسیدم نشانی آقا کجاست نتونست به من جواب بده...

آخه آقا دنیای تو با ما هزاران کیلومتر فاصله داره...

چه جوری می تونم این همه راهو بیام...

« یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم

رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی»

 

اما مطمئنم که هر وقت و هرکجا که بخوام می تونم مهر تو رو دلم حس کنم

اما آقا جون

« گوشم شنید قصه ایمان و مست شد

کو قسم چشم ؟ صورت ایمانم آرزوست»

 

آقا جون بیا که دلتنگ نگاهتم...

می دونم که تو هم از نگاه های منتظر من غافل نیستی...

.
.

.

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
       
همان یک لحظه اول ،
              
که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ، 
        
جهان را با همه زیبایی و زشتی ،
برروی یکدگر ، ویرانه میکردم .


عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
        
که در همسایه صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ،
             
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم ،
                  
بر لب ، پیمانه میکردم .


عجب صبری خدا دارد !
 
اگر من جای او بودم ،
 
که میدیدم یکی عریان و لرزان، دیگری پوشیده از صد جامه رنگ
           
زمین و آسمانرا              
واژگون ، مستانه میکردم .


عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
      
نه طاعت میپذیرفتم ،
           
نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده ،
      
پاره پاره در کف زاهد نمایان ،
تسبیحه ، صد دانه میکردم .


عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
       
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،
    
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،
آواره و دیوانه میکردم .


عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
       
بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ،
                 
سراپای وجود بی وفا معشوق را ،
                       
پروانه میکردم .


عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
      
بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،
  
تا که میدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد ،
 
گردش این چرخ را
وارونه ، بی صبرانه میکردم
.


عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
که میدیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش ،
 
بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری ،
در این دنیای پر افسانه میکردم .


عجب صبری خدا دارد !
   
چرا من جای او باشم .
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و، تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد ،
   
وگرنه من بجای او چو بودم ،
یکنفس کی عادلانه سازشی ،
    
با جاهل و فرزانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !

+ نوشته شده در جمعه 5 بهمن1386ساعت 21:39 توسط نوید حسینی |


همه با هم دست ها را به سوی آسمان بلند کرده و از صمیم دل این دعا را می خوانیم:

 

خدایا ، مرا قرار بده

از یاران و مددکاران او

و دفاع کنندگان از او

و شتابندگان به سوی او

برای برآوردن خواسته هایش

و اطاعت کنندگان از دستورات او

و مدافعان حضرتش

و پیشی گیرندگان به سوی خواسته هایش

و کشته شدگان در پیشگاهش.

+ نوشته شده در جمعه 5 بهمن1386ساعت 6:7 توسط نوید حسینی |



ولتکن منکم امه يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف وينهون عن المنکر و اولائک هم المفلحون.

 

حال كه جنبش دانشجويي بعد از حوادث و تحولات بسيار، متهم به وابستگي به جناح هاي مختلف شده و گاه استقلال و اصالت حركت دانشجويان زير سوال رفته، نياز به فرصت و حركتي دارد كه استقلال و عدالتخواهي خود را ثابت كند؛ كه تنها هدفش سربلندي ايران و عزت ايراني ست و بس.
وجدان هاي بيدار و دل هاي روشن دانشجويان وتمام جوانان مسلمان كه در جست و جوي پاسخي براي پرسش هاي خود هستند و به دنبال الگويي اصيل و امروزين از مسلماني، فراتر از بازي هاي سياسي روز ميگردند، هوشيارانه تر به تاريخ مظلوميت شيعه و اصالت انقلاب انساني و اسلامي ايران بنگرند، تا خورشيد درخشان شيعه را كه دشمن بيست ونه سال تمام دربند نگاه داشته ببينند ؛
امام موسي صدر، رهبر ايراني شيعيان لبنان كه شهيد دكتر چمران او را نماد شيعه و وارث علي و حسين(ع) مي نامد و معشوق و معبودخويش مي خواند.
آيا ذهن بيدار و وجدان آگاهي هست كه امام موسي صدر را متفكر برجسته جهان اسلام نداند ؟
چه كسي مي تواند امام را متهم به جناحي كاركردن كند ؟
چه كسي مي تواند حركت انساني و اسلامي امام موسي صدر را براساس فطرت الهي انسان زير سوال ببرد ؟
چه كسي مي تواند درستي پيش بيني ها و روش و گفته هاي او را رد كند ؟
چه كسي باور دارد كه در مورد او ، مذهب او ، ملت او  و فكر و روش او و ماجراي او اجحاف نشده است ؟
وارد سال سي ام شده ايم و هربار كه به گذشت زمان فكر مي كنيم اشك مهمان چشمانمان مي شود...
بدون ترديد ،اين آزموني است تاريخي براي تشكل هاي اصيل! براي ثابت كردن اينكه شناخت و آگاهي از بين نرفته اند. حق طلبي نمرده است.جوانمردي نيز، چنين! وبدون شک اين آزموني براي محك زدن استقلال اين تشكل هاست ؛ چرا كه اگرآنها از خارج دانشگاه هدايت شوند، مسلما اجازه طرح چنين سوالي را نمي يابند ،چرا كه تا به حال كارنامه همه جناح ها  فقط در سوء استفاده از اين قضيه براي ضربه به رقيب بوده است و نه حل كامل آن ...
اما آيا جز اين است كه ميزان قدرت،ارجمندي و اعتبار يك كشور در عرصه ي بين المللي به دفاع از حقوق شهروندان و اتباع خويش وحفظ ارجمندي و کرامت آنان ،خصوصآ در اين عرصه است؟
خواسته هاي ما جز اين نيست :
الف- اگر امام زنده است-که هست- هرچه سريعتر آزاد شوند؛ نه با خواهش و يا مذاکراتي دوستانه که 29 سال تمام به طول انجاميده ، اما به نتيجه نينجاميده .
ب- در هر دو صورت- حيات يا شهادت ايشان- جزئيات حقيقت حادثه سريع تر روشن شود.
و اين کار جز با بسيج اطلاعاتي کشور و بکارگيري همه امکانات خود و ساير کشور ها و نيز شجاعت و روحيه ي حق طلبي امکان پذير نيست . و در پايان کار، هر گونه ادعاي رژيم ليبي ، مبني بر شهادت يا حيات ايشان جز با ارائه ي مستندات روشن و اطلاع آن به عموم مردم ايران و شيعيان جهان پذيرفته نشود .
ج- براي صيانت از شيعه و رهبران آن و در كل مصلحان اجتماعي و گستاخ نشدن بيشتر دشمنان بايد آمرين و عاملين اين ماجرا به دست عدالت سپرده و مجازات شوند .
د- رژيم ليبي به دلايل ذيل - و نه تنها  بخاطر امام موسي صدر (اعاده الله) - نبايد دوست نظام قدرتمند ايران شمرده شود و اگر قرار است به مصلحت و نفع خود فكر كنيم و حقيقت را فدا كنيم دوستي با ديگران مسلماً براي ما پرسود تراز چنين شخصي(قذافي) وچنين رژيمي است...
بر دولتمردان ايران است كه در ارتباط با ليبي ، هوشيارتر بوده ، با آغوش باز پذيراي آن نباشند و پرونده امام را جزو اولويت هاي خود قرار دهند.
چگونه براي تعجيل در فرج  ولي عصر( ارواحنا له الفدا) دعا مي کنيم در حالي که با رهبران امت چنين نا جوانمردانه رفتار ميکنيم؟
لذا ما امضاءکنندگان اين بيانيه از تک تک تشکل هاي دانشجويي مي خواهيم به وظيفه ي تاريخي خود عمل نموده ، مارا در اين امر ياري نمايند وبه همراه ما ، اين تکليف انساني و اسلامي را که همانا رجوع به جايگاه اساسي و مهم رهبري  است را  براي حل اين قضيه ، هرچه بهتر به انجام رسانند .
همچنين در اين مسير مقدس و روشن از تمامي جوانان مومن ، هيئت ها ي مذهبي و موسسات و جمعيت هاي فرهنگي، ياري مي خواهيم.


انجمن اسلامي دانشکده داروسازي دانشگاه تهران – انجمن اسلامي دانشکده رياضي دانشگاه شهيدبهشتي – انجمن اسلامي دانشکده فني دانشگاه تهران – انجمن اسلامي دانشکده کشاورزي دانشگاه تهران – انجمن اسلامي دانشکده معماري دانشگاه شهيد بهشتي – انجمن دانشجويان حامي قدس – بسيج دانشجويي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي(ره) – بسيج دانشجويي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران – بسيج دانشجويي دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي(ره) -  تشکل دانشجويي آرمان (مجمع دانشجويان عدالتخواه دانشگاه صنعتي اصفهان) – جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران – جنبش دانشجويي ضد صهيونيسم دانشگاه آزاد کرمان – کانون سلام دانشگاه تهران – کانون مهدويت دانشکده علوم سياسي دانشگاه آزاد تهران مرکز – مجمع دانشجويان حزب الله دانشگاه علم و صنعت – نشريه دانشجويي زمستان دانشگاه علم و صنعت – نشريه دانشجويي نشانه دانشگاه علم و صنعت – نشريه دانشجويي نيستان دانشگاه علم و صنعت

 

خبر این بیانیه در خبرگزاری ایسنا

 

 

وبلاگ های مرتبط:

کتیبه آن لاین (روایت صدر)

+ نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 13:21 توسط نوید حسینی |