
باران که می بارد تو می آیی ، باران گل باران نیلوفر
باران مهر و ماه آیینه ، باران شعر و شبنم و شبدر
باران که می بارد تو در راهی، از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز، با ابر و آب و آسمان جاری
غم میگریزد ، غصه میسوزد، شب میگدازد ، سایه می میرد
تا عطر آهنگ تو می رقصد ، تا شعر باران تو می گیرد
از لحظه های تشنه دیدار تا روزهای با تو بارانی
غم می کُشد ما را و میبینی ، دل می کِشد مارا و میدانی
[اهورا ایمان]
ترانه «باران که می بارد» با صدای احسان خواجه امیری
از آلبوم «سلام آخر» مهر 1386

شگفتانگيزترين دورههای زندگی علی ( ع ) در حدود چهل و پنج ساعت است
در شجاعت شیر ربانیستی / در مروت خود که داند کیستی
اينها مردانگيهای علی ( ع ) است ، انسانيتهای علی ) ع ) است . علی ( ع ) در بستر افتاده و ساعت به ساعت حالش وخيمتر میشود و سموم روی بدن مقدس علی ( ع ) بيشتر اثر میگذارد . اصحاب ناراحتند ، گريه میكنند ، ناله میكنند ولی میبينند لبهای علی خندان و شكفته است ، میفرمايد :"« و الله ما فجأنی من الموت وارد كرهته و لا طالع انكرته ، و ما كنت الا كقارب ورد ، و طالب وجد » "
به خدا قسم آنچه بر من وارد شده است ، چيزی كه برای من ناپسند باشد نيست ، ابدا ! شهادت در راه خدا هميشه آرزوی من بوده و برای من چه از اين بهتر كه در حال عبادت شهيد شوم و ما كنت الا كقارب ورد ، و طالب وجد . علی ( ع ) يك مثلی میآورد كه عرب با اين مثل خيلی آشنا بود و آن اين است كه عرب در بيابانها و به طور فصلی زندگی میكرد و وقتی در يك جا آب و علف برای حيوانات و حشمش پيدا میشد ، تا وقتی كه آب و علف بود در آنجا میماند ، بعد در جای ديگری آب و علف پيدا میكرد و میرفت . چون روزها خيلی گرم بود ، گاهی شبها برای پيدا كردن نقطهای كه آب داشته باشد میرفتند ، يعنی شبها دنبال آبگردی بودند ( قارب به چنين كسی میگويند ) . حضرت به مردم میگويد : ای مردم ! برای كسی كه در شب تاريك دنبال آب بگردد و ناگهان آب را پيدا كند ، چه سرور و شعفی دست میدهد ؟ مثل من ، مثل عاشقی است كه به معشوق خود رسيده و مثل كسی است كه در يك شب ظلمانی آب پيدا كرده باشد.
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارك سحری بودوچه فرخنده شبی/آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند
اين بيت همان " « فزت و رب الكعبة » " را میگويد : " از غصه نجاتم دادند " يعنی " « فزت و رب الكعبة » " . پرحرارتترين سخنان علی ( ع ) آنهائی است كه در همين چهل و پنج ساعت ( تقريبا ) از ايشان صادر شده است . علی ( ع ) اندكی بعد از طلوع فجر روز نوزدهم ضربت خورد و در نيمههای شب بيست و يكم ، روح مقدسش به عالم بالا پرواز كرد . در لحظات آخر همه دور بستر علی ( ع ) جمع بودند . زهر به بدن مباركش خيلی اثر كرده بود و گاهی وجود مقدسش از حال میرفت و به حال اغما درمیآمد ، ولی همينكه به هوش میآمد باز از زبانش در میريخت ، حكمت و نصيحت و پند و موعظه میريخت . آخرين موعظه علی ( ع ) همان موعظه بسيار بسيار پرحرارت و پرجوشی است كه در بيست ماده بيان كرده است . اول حسن و حسين و بعد بقيه اهل بيتش را مخاطب قرار میدهد . حسنم ! حسينم ! همه فرزندانم و همه مردمی كه تا دامنه قيامت سخن من به آنها میرسد با شما هستم ) يعنی ما و شما هم مخاطب علی ( ع ) هستيم! ) . در اين كلمات ، جامعيت اسلام را بيان میكند : « الله الله فی الايتام ، الله الله فی القرآن ، الله الله فی جيرانكم ، الله الله فی بيت ربكم ، الله الله فی الصلوه الله الله فی الزكوه ». . . يك يك بيان میكند : خدا را ، خدا را درباره يتيمان ، خدا را ، خدا را درباره قرآن ، خدا را ، خدا را درباره همسايههاتان ، خدا را ، خدا را . . . وقتی آن مطالبی را كه در نظر داشت بگويد گفت ، آنها كه چشمشان به لبهای علی بود ، ديدند كه حال مولا بيشتر منقلب شد و عرقی به پيشانی مقدس علی ( ع ) آمد و ديگر علی ( ع ) توجهش را از مخاطبين سلب كرد . چشمها و گوشها متوجه لبهای علی بود تا ببينند علی ديگر چه میخواهد بگويد . يك وقت ديدند صدای علی ( ع ) بلند شد : « اشهد ان لااله الا الله ، و اشهد ان محمدا عبده و رسوله ».
برگرفته از کتاب انسان کامل استاد مطهری